دینا

وبلاگ تخصصی ادیان شرق: زهره شریعتی

دینا

وبلاگ تخصصی ادیان شرق: زهره شریعتی

دینا

*دینا در آیین زرتشت، ایزدبانوی وجدان و دانش است. در آخرت شناسی زرتشتی، وقتی بی گناهی از پل چینوَد (صراط) عبور می کند، دینا با چهره ای بسیار زیبا به پیش باز او می آید. نام او برساخته از دین است، و از ریشه دی (به معنی دیدن) که از فارسی به عربی وارد شده است.
*از دین خواهم گفت؛ ادیان شرقی: زرتشت، هندو، بودا، جین، سیک، کنفوسیوس، تائو و شینتو.

پربیننده ترین مطالب

فلسفه رمانتیک (2)

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۱ ق.ظ

فردریش شلگل فلسفه را همپیوند با دین شمرد زیرا سروکار هر دو با بیکران است و هرگونه رابطه انسان با بیکران مربوط به دین است. در واقع هنر نیز خصلتی دینی دارد، چرا که هنرمند بیکران را در کرانمند به صورت زیبایی می بیند. بیزاری رمانتیک ها از حد و مرز و شکل روشن و معین سبب شد تا گوته سخن مشهور خود را بگوید «کلاسیک سلامت است و رمانتیک بیمارگونه.» برای همین برخی رمانتیک ها لازم دیدند رویاهای مه آلود و بینش فردی خود را از زندگی و واقعیت شکل معینی ببخشند و برخی نمایندگان این جنبش در آلمان مانند ف. شلگل، مذهب کاتولیک را برآورنده این نیاز دانستند.

زمانی که هگل می گوید سروکار هنر و دین و فلسفه با مطلق است، اما از راه های گوناگون، نگرش او پیوندی با اندیشه های ف. شلگل دارد. البته یک تضاد میان فیلسوفان بزرگ ایده آلیست و رمانتیک ها هست. ف. شلگل فلسفه و شعر را همگون شمرد و در این اندیشه بود که باید یکی شوند. به نظر او فلسفه اندیشی پیش از هرچیزی عبارتست از بینش های شهودی، نه استدلال قیاسی و برهان آوری.  چرا که استدلال امر پسینی است. علاوه بر این سروکار فلسفه با عالم است. یعنی با تمامیت و تمامیت را اثبات نمی شود کرد. بلکه به شهود می توان دریافت؛ و نیز وصف ناشدنی است. تمامیت را می شود پدیدار کرد یا نشان داد، چنان که در شعر. اما سخن از چند و چون آن از توان بشر بیرون است. بنابراین فیلسوف در تلاش برای گفتن چیزی است که ناگفتنی است و به همین دلیل فیلسوف حقیقی به ریش فلسفه و فیلسوفان می خندد!

در کل، فیلسوفان ایده باور با اندیشه سیستماتیک سروکار داشتند و گرایش رمانتیک ها به تکیه بر نقش شهود و احساس بود و درآمیختن شعر و فلسفه. پس بی گمان شلینگ و شلایرماخر به روح رمانتیک نزدیک تر بودند تا فیشته و هگل.

فلسفه رمانتیسم متاثر از شلایرماخر است. شلایرماخر هرمنوتیک خود را در خلاء خلق نکرد، بلکه کوشش او را باید بخشی از جنبش رمانتیک اولیه تلقی کرد که از 1795 تا 1810 حیات نظری اروپای مرکزی را به چالش انداخت. هرمنوتیک قبل از جنبش رمانتیسم، گمان می کرد همه چیز متن را خواهد فهمید و تمام معانی درون متنی در دسترس اوست؛ اما شلایرماخر  متاثر از جنبش رمانتیسم، رویکرد کاملا جدیدی را مطرح ساخت که طبق آن، ما نمی توانیم مدعی فهمیدن چیزی باشیم، مادام که نتوانیم آن را به طور ضروری درک و ترسیم کنیم.[1]

اگر رمانتیسم صرفا به معنای اشتهای ارضا نشدنی به کمال باشد، تئوری هرمنوتیکی قرن نوزدهم را که از شلایرماخر آغاز می شود، باید رمانتیک نامید و به همین دلیل است که اغلب هرمنوتیک پژوهان این قرن، از نهایی قلمداد کردن کار خویش و به دست چاپ سپردن آن ابا داشتند و اغلب شاگردان ایشان اقدام به جمع آوری و انتشار آرای استادان خود می کردند.

جنبش رمانتیسم متاثر از انقلاب کپرنیکی کانت در فلسفه است. کتاب نقد عقل محض کانت نقش بسزایی در کاستن از شأن و منزلت عقل محض داشت و زمینه را برای انتقال از عقل گرایی عصر روشنگری به رمانتیسم فراهم آورد. پیش فرض عقل گرایی، آن بود که ذهن آدمی علی رغم محدودیت خویش، می تواند به مدد اندیشه در ساختار منطقی و منظم جهان نفوذ کند. تفکر با اصول عقلانی هدایت می شود؛ اصولی که در ذهن ما حک شده است. کانت با تفکیک میان شیء فی نفسه (نومن) و پدیدار (فنومن) این نکته را آشکار ساخت که آن چه برای ما معلوم می شود، جهان پدیدارهاست که ذهن ما آن ها را چارچوب بندی می کند. پس اشیا فی نفسه، همچنان ناپیدا و دور از دسترس ذهن ما هستند. این نکته یکی از ریشه های پیدایش رمانتیسم و ظهور هرمنوتیک مدرن است.[2]



[1] ترنس استیس، والتر، زمان و سرمدیت، ترجمه احمدرضا جلیلی، دانشگاه ادیان، 88، ص 85.

[2] همان.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۴
زهره شریعتی

نظرات  (۱)

سلام
مطالبتون جای تامل داره
منتظرنظرتون درباره وبلاگم
شادباشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">